معرفی یکی از گمنام ترین شهیدان ایران

شهید صدرالله فنی از زبان دکتر محسن رضایی

10 تير 1387 ساعت 11:07

محسن رضایی فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس درباره شهید صدرالله فنی می گوید: او یک مهاجر بود. او را کمتر در اتاق و پشت میز مشاهده می کردم. همیشه او را در راه و در حال حرکت می دیدم. بر خلاف عده ای که با روحیات خاص خود، اهل اتاق و تشکیلات اداری و غیره هستند، وی مرتب در حرکت، تلاش و پویایی بود. او دارای نبوغ بود و پر استعداد.



اشاره: فصلنامه تخصصی راست قامتان ویژه دفاع مقدس در شماره پنجم خود در بهار 1387 به معرفی شهید صدر الله فنی پرداخته است که در ادامه تقدیم می شود:


»»» بعد از وقوع انقلاب اسلامی در عراق، بی شک نام و تصویر دو چهره مبارک بر تابلوها و سر در ورودی شهرهای عراق نقش خواهد بست؛ شهید صدرالله فنی و شهید اسماعیل دقایقی. و ما چشم انتظار آن روز می مانیم. شهید صدرالله فنی از اعضای فعال گروه منصورون و از سرداران گمنام دفاع مقدس است. گمنامی در میان گمنامان. او از مصادیق «مجهولون فی الارض و معروفون فی السماء» است و لقب سرباز گمنام امام زمان (عج) شایسته اوست.

»»» شهید صدرالله فنی در سال 1334 در خانواده ای مذهبی و خادم اهل بیت عصمت (علیهم السلام) در استان خوزستان و شهرستان بهبهان به دنیا آمد. در کنار تحصیلات مدرسه به مکتبخانه «ملا ولی خان» رفت تا از چشمه جوشان قرآن و معارف دینی، روح خود را سیراب می کرد.

»»» دیپلمش را در رشته ریاضی گرفت و موفق به قبولی در دانشگاه شیراز شد و در رشته مهندسی ماشین آلات کشاورزی مشغول به تحصیل شد. او دانشجویی نبود که دلبسته کسب مدرک باشد و از اوضاع سیاسی - اجتماعی و عمل به وظیفه دینی باز بماند و سر در لاک زندگی خود داشته باشد؛ بلکه همواره در میدان مبارزه با رژیم ستمگر پهلوی و ستیز با گروهک ها و اندیشه های الحادی مارکسیستی و التقاطی مقاوم و استوار بود.

»»» در درس ممتاز بود .و چهره آشنای دانشگاه شیراز شده بود. نماینده منتخب دانشجویان و عضو برجسته تشکل سیاسی دانشجویان مسلمان. از طرفی هم یکی از اعضای گروه چریکی مسلح منصورون بود و در کنار محسن رضایی، شهید مجید بقایی، شهید اسماعیل دقایقی، شهید سید محمد جهان آرا و دیگر دلاورانی که عموماً خوزستانی بودند و بعدها هسته اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل دادند، به نبرد مسلحانه علیه رژیم ستمشاهی می پرداختند.

»»» با پیروزی انقلاب، حضور فعال در جبهه های جنوب و غرب داشت. در امر ماموریت های برون مرزی و نفوذ به خاک عراق نقش موثری داشت به طوری که فرماندهی یکی از سری ترین قرارگاه های جنگ یعنی قرارگاه رمضان را برعهده داشت.

»»» آقا صدرالله می گفت: در خاک عراق ماموریت داشتیم تا خلبانی را که در بمباران مناطق مسکونی ایران اسلامی بسیار گستاخ شده بود و از دست صدام نشان افتخار دریافت کرده بود را به سزای اعمالش برسانیم. با لباس محلی و با این نقشه که خیال کند از جانب صدام و نیورهای مافوق حامل پیامی هستم به سراغش رفتم و او را از پای در آوردم.

»»» روزی به طور اتفاقی به سپاه پاسداران شوش آمد. از وقت نهار گذشته بود؛ خسته بود و گرسنه.، اما حجب و حیای کم نظیرش اجازه نمی داد که غذایی طلب کند و خیلی ساده و بی پیرایه نان خشک می خورد.

»»» به اتفاق صدرالله می خواستیم به منزل شهید اسماعیل دقایقی برویم، ناگهان صدرالله گفت: برادران، امام فرمودند که استفاده از امکانات بیت المال باید با اجازه مسئول باشد، اگر کسی خواست استفادۀ شخصی کند باید در عوض آن هزینه بدهد ما حساب کردیم که باید هر کیلومتر 5 ریال بدهیم، ولی من به جای شما پول می گذارم و اطلاع داشته باشید که چنین جریانی هم هست، اگر خواستید استفاده کنید قانونش این است.

»»» آقا صدرالله چنان تآثیری روی یک سرهنگ عراقی گذاشته بودکه طی یک برنامه ربزی حساب شده، همراه با یکی از دلاوران قرارگاه فجر او را به بغداد فرستاد تا مخفیانه با خانواده اش ملاقات کند، آنان با نتیجه خوبی از مآموریت برگشتند.

»»» محسن رضایی فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس چنین از او یاد می کند: شهید فنی یک مهاجر بود. او را کمتر در اتاق و پشت میز مشاهده می کردم. همیشه او را در راه و در حال حرکت می دیدم. بر خلاف عده ای که با روحیات خاص خود، اهل اتاق و تشکیلات اداری و غیره هستند، وی مرتب در حرکت، تلاش و پویایی بود. او دارای نبوغ بود و پر استعداد. با وجود این که در شرایط سخت مبارزه ماه ها در خاک عراق بود، هیچ گاه خسته نشد و با نیروهای عراقی کار می کرد و فرهنگ آنها را به خوبی یاد گرفته بود و در مسائل اطلاعاتی نظرات بسیار خوب و دقیقی داشت.

»»» شهید صدرالله فنی با طراحی و هدایت هفتاد تا هشتاد عملیات در اشکال گوناگون جنگ های نامنظم در مناطق میانی و جنوبی عراق، شعله های نهضت های شیعی را فروزان کرد تا سازمان های جهادی و مبارزاتی عراق مأیوس نشوند و از پای ننشینند. این حرکت پویا، نور امید را در دل های مردم آن خطه زنده کرد.

»»» ساده زیست بود و نسبت به تجملات بی اعتنا؛ به گونه ای که برای نخستین بار اگر کسی او را نمی شناخت، می پرسید: «کیستی؟» پاسخ می شنید «خدمتکار سپاه». در شرایط سخت و دشوار نماز شبش ترک نمی شد و همه را به این فیض سفارش می کرد.

»»» سرانجام ان مهاجر در تاریخ 4/10/1366 در جبهه های جنوب مجروخ و در تاریخ 25/10/1366 با وصالی سرخ جاودانه شد. پیکر آن سردار فرزانه در سیل خروشانی در جمعیت سوگواران و عاشقان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در زادگاهش بهبهان به خاک سپرده شد.

»»» هر کاری که برای خداست، انجام بدهیم و هر کاری که کمترین رنگ بی خدایی در آن هست، انجام ندهیم. (از سخنان شهید صدرالله فنی).


همچنین سایت اینترنتی انجمن راویان فتح دفاع مقدس استان خوزستان در سالگرد شهید صدر الله فنی می نویسد:

در سال1334 در خانواده ای مذهبی ومانوس با ذکر اهل بیت عصمت(ع) به دنیا آمد. زادگاهش بهبهان ورشد وبالندگیش در همان شهر شور انگیز وشهید پرور تحقق یافت. وی از هوش وذکاوتی در خور تحسین برخوردار بود. در کنار تحصیلات مدرسه اش، علاوه بر کار وزحمت به مکتب خانه ملا ولی خان می رفت تا از چشمه جوشان قرآن ومعارف دینی روح عطشناک را سیراب سازد. اهل مسجد بود ونماز را به جماعت می خواند. اشتیاق به روضه سیدالشهدا ودل دادن به حدیث عاشورائیان او را از محبان آل رسول(ص) وشیدائیان آنها ساخته وپرداخته بود.

اخلاق کریمانه او در کنار ذهن نقادش، آمیزه ای شد تا نمونه ای از دیده ودل وتعلیم وتربیت در نظر همسالان خود باشد. پس از دریافت دیپلم ریاضی موفق به قبولی در کنکور سراسری وراهیابی به دانشگاه شیراز شد تا به تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی بپردازد، اما او دانشجویی نبود که هدفش کسب مدرک باشد واز اوضاع سیاسی-اجتماعی وعمل به وظایف دینی باز بماند وسر در لاک زندگی خود داشته باشد، بلکه همواره در میدان مبارزه با نظام ستمگر پهلوی وستیز با گروهکها واندیشه های الحادی مارکسیستی والتقاطی مقاوم واستوار بود وهمپای دیگر دانشجویان ممتاز وچهره های آشنای دانشگاه یود، همچنان در عرصه مسائل اخلاقی، مذهبی وسیاسی نقش یک سالار را ایفا می نمود. از اینرو برمبنای آیه "انهم لهم المنصورون وان جندنا لهم الغالبون" به گروه چریکی منصورون پیوست تا همراه با سردار محسن رضایی وسردار شهید سرلشکر مجید بقایی وشهید سر لشکر اسماعیل دقایقی راهی به نبرد مسلحانه بگشاید وجان نثارانه نور حقیقت را تعقیب نماید که بحمدالله بسیار پر ثمر بود.

صدرالله در تمام مراحل مبارزاتش گوش به پیامها وخطابه ها ورهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) وروحانیت معظم داشت واین مهم سرخط حرکت انقلابی بود. بعد از انقلاب هم، همین روند تعالی بخش را تداوم بخشید، حضور فعال وتعیین کننده در جبهه های جنوب وغرب، عراق، لبنان ومرارتها وصبوریهایی که در این رهگذر به جان خرید، تا فرماندهی سپاه وفرمانداری نظامی خونین شهری که تازه خرمشهر شده بود ومسئولیتهای بالای اطلاعاتی ومسئولیت ستاد قرارگاه قدس ونیز فرماندهی قرار گاه فجر چکیده ای از عملکرد آن بزرگ مرد است. سرانجام آن مهاجر مجاهد در تاریخ4/10/66 در جبهه های جنوب مجروح ودر تاریخ 25/10/66 با وصالی سرخ جاودانه شد. پیکر آن سردار فرزانه در سیل خروشانی از جمعیت سوگوار تا شهید آباد بهبهان تشییع وبه خاک سپرده شد.

بخشی از وصیت نامه شهید: تقاضای ما تذکر ویادآوری این است که در اعمال، رفتار وگفتارمان رعایت همه این مسایل را بکنیم وفقط در نیتمان این توجه راداشته باشیم که هرکاری برای خداست انجام دهیم وهر کاری که کوچکترین خدشه ای- خدای ناکرده - در آن هست وکمترین رنگ بی خدایی وغیر خدایی در آن هست انجام ندهیم.



کد مطلب: 43

آدرس مطلب: http://www.mansouroun.com/vdcc8.q022bq1aal.html

منصورون
  http://www.mansouroun.com