جمعه 19 شهريور 1389

خبر  »  رويدادهای خبری

در گفتگو با مریم شادمحمدی پژوهشگر بررسی شد:

کتاب خاطرات سید احمد آوایی در نمایشگاه کتاب 1387

16 ارديبهشت 1387 ساعت 12:11

تصویر روی جلد کتاب خاطرات سید احمد آوایی نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی
  تصویر روی جلد کتاب خاطرات سید احمد آوایی نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی
خانم مریم شادمحمدی پژوهشگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی در معرفی این اثر می گوید: از جمله‌ گروه‌های سیاسی مسلح كه تحت تأثیر روحانیت و مرجعیت به وجود آمدند، گروه‌ «منصورون» بود كه در سال 1349 در خوزستان شكل گرفت. هدف این گروه، مبارزه‌ی مسلحانه با رژیم شاه بود
 
 
 

کتاب خاطرات سید احمد آوایی برای اولین بار در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 1387 توزیع می شود. این کتاب توسط خانم مریم شادمحمدی در 232 صفحه تدوین شده و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در تیراژ دو هزار نسخه و قیمت 1500 تومان در اردیبهشت ماه 1387 منتشر شده است.
 
خانم مریم شادمحمدی پزوهشگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی در معرفی این اثر می گوید:

پس از شكست نهضت ملی و موفقیت كودتای آمریكایی ـ انگلیسی 28 مرداد 1332، اكثر گروه‌های ملی به بن‌بست رسیدند؛ بنابراین، از اواخر دهه‌ی سی، جریانات سیاسی با مشی اسلامی شكل گرفت. این حركت پس از سركوبی و قیام پانزده خرداد 1342 شدت یافت. از این رو، اكثر گروه‌های سیاسی كه از این زمان فعالیت نمودند، ماهیت مذهبی داشتند. تعداد این گروه‌ها در سال‌های نزدیك به انقلاب كه با هدف مسلحانه شكل می‌‌گرفت ، افزایش یافت. از جمله‌ی این گروه‌های سیاسی مسلحانه كه تحت تأثیر روحانیت و مرجعیت به وجود آمدند، گروه‌ «منصورون» بود كه در سال 1349 در خوزستان شكل گرفت. هدف این گروه، مبارزه‌ی مسلحانه با رژیم شاه بود.
 
سید احمد آوایی یكی از افراد
مصادف با برگزاری جشن‌های دو هزار و پانصدمین ساله‌ی شاهنشاهی، سید احمد آوایی تحت تاثیر شهید عبدالحسین سبحانی به دلیل مخالفت با برگزاری این جشن‌ها و با انگیزه‌ی مقابله، شروع به مبارزه نمود؛ اما توسط عوامل امنیتی حكومت شناسایی و دستگیر شد؛ بنابراین، مدت سه سال در زندان اهواز به سر برد
مؤثر این گروه بود. ایشان در سال 1330 در خانواده‌ای مذهبی در دزفول متولد شد. زمانی كه هنوز تحصیلات دوره‌ی متوسطه را در آنجا می‌گذراند، وارد فعالیت‌های سیاسی ضد رژیم گردید. وی ابتدا با نوشتن مطالب مذهبی در روزنامه دیواری مدرسه و پس از آن با مبارزه‌ی علنی برای تخریب مراكز فساد رژیم، به همراه دوستان انقلابی، و تحت تأثیر شهید سبحانی كار خود را آغاز نمود. در سال 1350 موفق به دریافت دیپلم شد كه مصادف با برگزاری جشن‌های دو هزار و پانصدمین ساله‌ی شاهنشاهی بود. سید احمد آوایی در این زمان به دلیل مخالفت با برگزاری این جشن‌ها و با انگیزه‌ی مقابله، شروع به مبارزه نمود؛ اما توسط عوامل امنیتی حكومت شناسایی و دستگیر شد؛ بنابراین، مدت سه سال در زندان اهواز به سر برد و در طی این مدت مورد شكنجه‌ی ساواك قرار گرفت. 

وی در طول ایام حبس با گروه‌های مختلف سیاسی آشنا شد، ولی با توجه به تلاش‌های گروه‌های گوناگون نه تنها جذب آنها نشد، بلكه به عنوان یك فرد مذهبی، افراد زیادی را جذب گروه و عقاید خویش نمود. 

آوایی در بیست و پنجم آبان 1353 از زندان آزاد شد و پس از آزادی سعی نمود استعداد خویش را در جهت ادامه‌ی تحصیل به كار ببرد از این رو به تهران رفت تا برای تضمین در قبولی كنكور، در كلاس‌های آمادگی شركت نماید. 

در این دوره نیز ضمن فعالیت‌های علمی با عده‌ای از هم‌كیشان خود با آنان هم خانه بود. در سال 1354 در دو رشته‌ی آب‌شناسی دانشگاه تهران و علوم آزمایشگاهی دانشگاه اصفهان قبول شد، اما به پیشنهاد دوستان و به خاطر شرایط پایتخت و امكان مبارزه‌ی گسترده در همین شهر به كسب علم پرداخت. این زمان در تاریخ مبارزات سیاسی گروه‌های مذهبی حائز اهمیت است. 

در سال 1354، سازمان مجاهدین به دو گروه مسلمان و ماركسیست تقسیم
از آنجایی كه گروه تشخیص داد این نوع مبارزه با سلاح اندك برای براندازی رژیم پاسخگو نیست، آوایی و تعدادی از دوستانش تصمیم گرفتند از مرز خارج شده و برای كسب تكلیف، خدمت حضرت امام خمینی به عراق بروند
شدند و گروه ماركسیست توانست به تصفیه‌ی شاخه‌ی مسلمان بپردازد. بنابراین، این تصفیه‌ی درون سازمانی تأثیر زیادی بر روحیه‌ی گروه‌های مسلحانه‌ی اسلامی گذاشت. در همین سال، آوایی با شهید غلامحسین صفاتی دزفولی ـ كه از اعضای سابق شاخه‌ی مسلمان مجاهدین بود ـ آشنا شد و با همراهی او و شهید مهدی هنردار تیم سه نفره‌ی منصورون را در تهران تشكیل و تقویت كردند. 

به دلیل تسلط شاه بر گروه‌های سیاسی در سال‌های 1354 و 1355، این گروه نیز به شدت تحت فشار ساواك بود، بنابراین از سال 1355 فعالیت‌های مخفی آوایی در تهران آغاز شد. به دلیل شرایط سخت سركوب و تعقیب ساواك، از ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه بازماندند و به همراهی سه تن از دوستان به اصفهان رفتند. شرایط دشوار زندگی مخفی و دستگیری تعدادی از مبارزان گروه، موجب شد كه آوایی به زندگی مخفیانه در شیراز و سپس در اراك و قم ادامه دهد. گروه منصورون در قم موفق به دستیابی به اسلحه و تمرین با آن شدند، اما از آنجایی كه گروه تشخیص داد این نوع مبارزه با سلاح اندك برای براندازی رژیم پاسخگو نیست، آوایی و تعدادی از دوستانش تصمیم گرفتند از مرز خارج شده و برای كسب تكلیف، خدمت حضرت امام خمینی به عراق بروند. 

پیش از آن، از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، كه در ایرانشهر تبعید بودند، دیدار كردند و به طور غیر قانونی از مرز خارج شدند و به شهر كویته در پاكستان رفتند و از طریق تعدادی از دوستان در مدرسه‌ی امام صادق (ع) توانستند گذرنامه‌ی جعلی تهیه و به دمشق مسافرت كنند. در آنجا با دكتر چمران آشنا و از طریق او به نیروهای
از مرز خارج شدند و به شهر كویته در پاكستان رفتند و از طریق تعدادی از دوستان در مدرسه‌ی امام صادق (ع) توانستند گذرنامه‌ی جعلی تهیه و به دمشق مسافرت كنند. در آنجا با دكتر چمران آشنا و از طریق او به نیروهای «سرایا» و «الدفاع» معرفی شدند و آموزش جریكی دیدند. سید احمد آوایی با شنیدن خبر پیروزی انقلاب و با همكاری دكتر چمران در سفارت دمشق موفق شدند كه در بیست و چهارم بهمن 1357 به ایران بازگردند
«سرایا» و «الدفاع» معرفی شدند و آموزش جریكی دیدند. 

سید احمد آوایی با شنیدن خبر پیروزی انقلاب و با همكاری دكتر چمران در سفارت دمشق موفق شدند كه در بیست و چهارم بهمن 1357 به ایران بازگردند. 

وی پس از بازگشت به ایران به زادگاه خود مراجعت كرده و با تشكیل كمیته‌ی انقلاب اسلامی در دزفول، آموز‌شهایی را كه در طی این دوران فرا گرفته بود، به جوانان انتقال داد و به سایر شهرها نیرو اعزام كرد. سپس در سال 1358 اقدام به تشیكل سپاه در دزفول نموده و فرماندهی آن را به عهده گرفت. 

پس از آغاز جنگ، در سال 1360 به اهواز رفت و اواخر سال 1363 به مدت سه سال به عنوان قائم‌مقام سپاه مستقر در لبنان به آنجا اعزام شد. همین سال مسئولیت عقیدتی‌ ـ‌ سیاسی ـ نظامی سپاه در خوزستان و لرستان را بر عهده گرفت. پس از مدتی كوتاهی به مدت سه سال ریاست ستاد منطقه‌ی 8 (خوزستان و لرستان) را عهده‌دار بود. برای مأموریت به لبنان رفت و در اواخر سال 1366 به ایران بازگشت و در سپاه مشغول به كار شد. 

در سال 1369 به مقام معاونت سیاسی استاندار خوزستان منصوب شد. پس از آن در سال 1370 به مدت 5/4 سال به عنوان وابسته‌ی نظامی ایران به سوریه اعزام شد و سرانجام در سال 1374 به قائم‌مقامی مدیر عامل بنیاد تعاون كل سپاه منصوب گشت و در همین سال وارد دانشگاه شد و تحصیلات نیمه‌كاره‌ی خود را به اتمام رساند و همچنین در سال 1377 مدرك كارشناسی ارشد مدیریت دولتی را گرفت. 

بنابراین گزارش، کتاب خاطرات و مبارزات سید احمد آوایی در هفت فصل تنظیم شده است:
فصل اول: خانواده و تحصیلات كه صرفا در دزفول است. فصل دوم: شامل آغاز فعالیت‌های سیاسی آوایی می‌باشد. فصل‌ سوم: دستگیری و سال‌های زندان را كه بین سال‌های 1350 تا 1353 است، در بر می‌گیرد. فصل چهارم: شامل فعالیت‌های تشكیلاتی آوایی و زندگی علمی ـ سیاسی او در تهران و شهرهای دیگر است. فصل پنجم: روای خاطرات خود را از چگونگی خروج از ایران و فعالیت‌های خارج از مرز بازگو می‌كند. فصل ششم: فعالیت‌های پس از انقلاب آوایی بازگو شده است. فصل هفتم: در بردارنده‌ی خاطرات آوایی در لبنان است.

کد مطلب : 28

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش ايميل شما به سايرين